تبلیغات
مبارزان شیعه
لینکدونی - لینک های جالب از سراسر وب

رهبرعشق
عشق علی
شیعه
سری بیا(ابراهیم رزاقی)
بچه های دیده بان(ابراهیم رزاقی)
تاووس بهشت
بفرمایید روضه
شهید مجتبی بابایی زاده از شهدای مبارزه با گروهک تروریستی پژاک
كنكور فیزیك
راههای رسیدن
ارسال لینكهای جالب توسط شما برای لینكدونی ...
ادامه - آرشیو لینکدونی ...

آمار وبلاگ

امروز :
دیروز :
این ماه :
ماه قبل :
کل :
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
تعداد صفحات :

قدرتمند ترین سایت ارائه خدمات طراحی وب سایت و نرم افزار های کاربردی

پیام امام خمینی به مناسبت سالگرد حج خونین1366(قسمت اول)


زمان: 29 تیر 1367/5 ذى الحجه 1408.
مكان: تهران، جماران.
موضوع: سالگرد كشتار خونین مكه و قبول قطعنامه 598.
مخاطب: ملت ایران.
بسم اللَّه الرحمن الرحیم.
لَقَد صَدَقَ اللَّهُ رَسولَهُ الرُّءْ یا بِالحَقِّ لَتَدْ خُلُنَّ المَسجِدَالحَرامَ ان شآءَ اللَّهُ آمِنِینَ. (1)
على رغم گذشت یك سال از كشتار فجیع و بى‏رحمانه حجاج بى‏دفاع و زائران مؤمن و موحّد به وسیله نوكران امریكا و سفاكان آل سعود، هنوز شهر خدا و خلق خدا در بهت و حیرتند. آل سعود با كشتن میهمانان خدا و به خاك و خون كشیدن بهترین بندگان حق نه تنها حرم را، كه جهان اسلام را آلوده به خون شهیدان نمود و مسلمانان و آزادگان را عزادار ساخت ..
مسلمانان جهان در سال گذشته و براى اولین بار عید قربان را با شهادت فرزندان ابراهیم- علیه السلام- كه دهها بار از مصاف با جهانخواران و اذناب آنان برگشته بودند، در مسلخ عشق و در مناى رضایت حق جشن گرفتند. و بار دیگر امریكا و آل سعود، بر خلاف راه و رسم آزادگى، از زنان و مردان، از مادران و پدران شهید، از جانبازان بى‏پناه ما كشته‏ها گرفتند؛ و در آخرین لحظات نیز با ناجوانمردى و قساوت بر پیكر نیمه جان سالخوردگان و بر دهان تشنه و خشكیده مظلومان ما تازیانه زدند و انتقام خود را از آنان گرفتند. انتقام از چه كسانى و از چه گناهى؟ انتقام از كسانى كه از خانه خویش به سوى خانه خدا و خانه مردم هجرت نموده بودند! انتقام از كسانى كه سالها كوله بار امانت و مبارزه را بر دوش كشیده بودند. انتقام از كسانى كه همچون ابراهیم- علیه السلام- از


بت شكنى برمى‏گشتند؛ شاه را شكسته بودند؛ شوروى و امریكا را شكسته بودند؛ كفر و نفاق را خرد كرده بودند. همانها كه پس از طى آن همه راهها با فریاد: وأَذِّن فِى النَّاس بِالحَجِّ یَأْتُوكَ رِجَالًا (1) پا برهنه و سر برهنه آمده بودند تا ابراهیم را خوشحال كنند، به میهمانى خدا آمده بودند تا با آب زمزم گرد و غبار سفر را از چهره بزدایند، و عطش خویش را در زلال مناسك حج برطرف نمایند و با توانى بیشتر مسئولیت پذیر گردند و در سیر و صیرورت ابدى خود نه تنها در میقات حج، كه در میقات عمل نیز لباس و حجاب پیوستگى و دلبستگى به دنیا را از تن به در آورند. همانها كه براى نجات محرومان و بندگان خدا راحتى راحت طلبان را بر خود حرام، و مُحرِم به احرام شهادت شده بودند و عزم را جزم كردند تا نه تنها بنده زرخرید امریكا و شوروى نباشند، كه زیر بار هیچ كس جز خدا نروند. آمده بودند كه دوباره به محمد- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- بگویند كه از مبارزه خسته نشده‏اند و به خوبى مى‏دانند كه ابى سفیان و ابى لهب و ابى جهل براى انتقام در كمین نشسته‏اند؛ و با خود مى‏گویند مگر هنوز لات و هُبَل در كعبه‏اند. آرى، خطرناكتر از آن بتها، اما در چهره و فریبى نو. آنها مى‏دانند كه امروز حَرَم، حَرَم است اما نه براى ناس، كه براى امریكا! و كسى كه به امریكا لبیك نگوید و به خداى كعبه رو آورد سزاوار انتقام خواهد شد. انتقام از زائرانى كه همه ذرات وجود و همه حركات و سكنات انقلابشان مناسك ابراهیم را زنده كرده است؛ و حقیقتاً مى‏رود تا فضاى كشور و زندگى خویش را با آواى دلنشین «لَبَّیكَ، اللَّهُم لَبَّیكَ» معطر سازد ..
آرى، در منطق استكبار جهانى هر كه بخواهد برائت از كفر و شرك را پیاده كند متهم به شرك خواهد شد، و «مفتى» ها (2) و مفتى زادگان این نوادگان «بَلعَم باعورا» ها، (3) به قتل و كفر او حكم خواهند داد. بالاخره در تاریخ اسلام مى‏بایست آن شمشیر كفر و نفاقى كه‏
در لباس دروغین احرام یزیدیان و جیره خواران بنى امیه- علیهم لعنة اللَّه- براى نابودى و قتل بهترین فرزندان راستین پیامبر اسلام، یعنى حضرت ابى عبداللَّه الحسین- علیه السلام- و یاوران با وفاى او، پنهان شده بود مجدداً از لباس همان میراث خواران بنى سفیان به درآید و گلوى پاك و مطهر یاوران حسین- علیه السلام- را در آن هواى گرم، در كربلاى حجاز و در قتلگاه حَرَم، پاره كند؛ و همان اتهاماتى را كه یزیدیان به فرزندان راستین اسلام زدند و آنان را «خارجى» و «ملحد» و «مشرك» و «مَهدورالدم» معرفى كردند، درست همان را به رهروان راه آنان وارد آورند؛ كه ان شاء اللَّه ما اندوه دلمان را در وقت مناسب با انتقام از امریكا و آل سعود برطرف خواهیم ساخت و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم نهاد، و با برپایى جشن پیروزى حق بر جنود كفر و نفاق و آزادى كعبه از دست نااهلان و نامحرمان به مسجدالحرام وارد خواهیم شد ..
اما زائران كشورها كه یقیناً با كنترل و ارعاب دولتها و حكومتهایشان به مكه سفر كرده‏اند، جاى دوستان و برادران و حامیان و همسنگران واقعى خود را در میان خود خالى خواهند یافت. آل سعود براى پرده پوشى جنایات هولناك سال گذشته خود و همچنین توجیه صدٌّعن سبیل اللَّه (1) و منع حجاج ایرانى از ورود به حج، زائران را زیر بمباران شدید تبلیغات خود قرار خواهد داد؛ و آخوندهاى دربارى و «مفتى» هاى خودفروخته- لعنة اللَّه علیهم- در كشورهاى اسلامى خصوصاً حجاز توسط رسانه‏ها و مطبوعات دست به نمایشها و سخنرانیها زده و عرصه را بر تفكر و تحقیق زائران درباره فهم و درك فلسفه واقعى حج و نیز پى بردن به ماجراى از پیش طراحى شده شیطان بزرگ در قتل میهمانان خدا تنگ خواهند نمود. و مسلّم در چنین شرایطى رسالت زائران بسیار سنگین است. بزرگترین درد جوامع اسلامى این است كه هنوز فلسفه واقعى بسیارى از احكام الهى را درك نكرده‏اند؛ و حج با آنهمه راز و عظمتى كه دارد هنوز به صورت یك عبادت خشك و یك حركت بیحاصل و بى‏ثمر باقى مانده است ..
یكى از وظایف بزرگ مسلمانان پى بردن به این واقعیت است كه حج چیست و چرا براى همیشه باید بخشى از امكانات مادى و معنوى خود را براى برپایى آن صرف كنند.
چیزى كه تا به حال از ناحیه ناآگاهان و یا تحلیلگران مغرض و یا جیره خواران به عنوان فلسفه حج ترسیم شده است این است كه حج یك عبادت دسته جمعى و یك سفر زیارتى- سیاحتى است. به حج چه كه چگونه باید زیست و چطور باید مبارزه كرد وبا چه كیفیت در مقابل جهان سرمایه دارى و كمونیسم ایستاد! به حج چه كه حقوق مسلمانان و محرومان را از ظالمین باید ستاند! به حج چه كه باید براى فشارهاى روحى و جسمى مسلمانان چاره اندیشى نمود! به حج چه كه مسلمانان باید به عنوان یك نیروى بزرگ و قدرت سوم جهان خودنمایى كنند! به حج چه كه مسلمانان را علیه حكومتهاى وابسته بشوراند. بلكه حج همان سفر تفریحى براى دیدار از قبله و مدینه است و بس! و حال آنكه حج براى نزدیك شدن و اتصال انسان به صاحب خانه است. و حج تنها حركات و اعمال و لفظها نیست و با كلام و لفظ و حركت خشك، انسان به خدا نمى‏رسد. حج كانون معارف الهى است كه از آن محتواى سیاست اسلام را در تمامى زوایاى زندگى باید جستجو نمود. حج پیام‏آور و ایجاد و بناى جامعه‏اى به دور از رذایل مادى و معنوى است. حج تجلى و تكرار همه صحنه‏هاى عشق آفرین زندگى یك انسان و یك جامعه متكامل در دنیاست. و مناسك حج مناسك زندگى است. و از آنجا كه جامعه امت اسلامى، از هر نژاد و ملیتى، باید ابراهیمى شود تا به خیل امت محمد- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- پیوند خورد و یكى گردد و یدِ واحده شود، حج تنظیم و تمرین و تشكل این زندگى توحیدى است. حج عرصه نمایش و آیینه سنجش استعدادها و توان مادى و معنوى مسلمانان است. حج بِسان قرآن است كه همه از آن بهره مند مى‏شوند، ولى اندیشمندان و غواصان و درد آشنایان امت اسلامى اگر دل به دریاى معارف آن بزنند و از نزدیك شدن و فرو رفتن در احكام و سیاستهاى اجتماعى آن نترسند، از صدف این دریا گوهرهاى هدایت و رشد و حكمت و آزادگى را بیشتر صید خواهند نمود و از زلال حكمت و معرفت آن تا ابد سیراب خواهند گشت. ولى چه باید كرد و این غم بزرگ را به‏
كجا باید برد كه حج بسان قرآن مهجور گردیده است. و به همان اندازه‏اى كه آن كتابِ زندگى و كمال و جمال در حجابهاى خود ساخته ما پنهان شده است و این گنجینه اسرارِ آفرینش در دل خروارها خاك كج فكریهاى ما دفن و پنهان گردیده است و زبان انس و هدایت و زندگى و فلسفه زندگى ساز او به زبان وحشت و مرگ و قبر تنزل كرده است، حج نیز به همان سرنوشت گرفتار گشته است، سرنوشتى كه میلیونها مسلمان هر سال به مكه مى‏روند و پا جاى پاى پیامبر و ابراهیم و اسماعیل و هاجر مى‏گذارند، ولى هیچ كس نیست كه از خود بپرسد ابراهیم و محمد- علیهم السلام- كه بودند و چه كردند؛ هدفشان چه بود؛ از ما چه خواسته‏اند؟ گویى به تنها چیزى كه فكر نمى‏شود به همین است. مسلّم حجِ بى‏روح و بى‏تحرك و قیام، حج بى‏برائت، حج بى‏وحدت، و حجى كه از آن هدم كفر و شرك بر نیاید، حج نیست. خلاصه، همه مسلمانان باید در تجدید حیات حج و قرآن كریم و بازگرداندن این دو به صحنه‏هاى زندگى‏شان كوشش كنند؛ و محققان متعهد اسلام با ارائه تفسیرهاى صحیح و واقعى از فلسفه حج همه بافته‏ها و تافته‏هاى خرافاتى علماى دربارى را به دریا بریزند ..
اما آنچه زائران عزیز باید بدانند اینكه امریكا و آل سعود حادثه مكه را یك مبارزه فرقه‏اى و نزاع قدرت میان شیعه و سنى ترسیم نموده؛ و ایران و رهبران آن را به عنوان كسانى كه هوس رسیدن به یك امپراتورى بزرگ را در سر مى‏پرورانند معرفى مى‏كنند تا بسیارى از كسانى كه از مسیر حوادث سیاسى جهان اسلام و نقشه‏هاى شوم جهانخواران بیخبرند تصور كنند كه فریاد برائت ما از مشركین و مبارزه ما براى كسب آزادى ملتها در مسیر كسب قدرت سیاسى‏مان و گسترش قلمرو جغرافیاى حكومت اسلامى است. البته براى ما و همه اندیشمندان و محققانى كه از نیات پلید تشكیلات آل سعود باخبرند جاى تعجب نیست كه به ایران و حكومتى كه از بدو پیروزى تا به حال فریاد وحدت مسلمین را سر داده است و در همه حوادث جهانِ اسلام خود را شریك غم و شادى مسلمانان مى‏داند تهمت افتراق و جدایى مسلمانان را بزنند؛ و یا بالاتر از آن، زائرانى را كه به عشق زیارت مرقد پیامبر و حرم امن الهى به حجاز رفته‏اند به لشكركشى و تشكل براى تصرف‏
كعبه و آتش زدن حرم خدا و تخریب مدینه پیامبر متهم نمایند! و دلیل و مدرك این كار را حضور پاسداران و نظامیان و مسئولین كشورمان در مراسم حج ذكر كنند! آرى، در منطق آل سعود نظامى و پاسدار كشور اسلامى باید با حج بیگانه باشد؛ و اینگونه سفرها براى مسئولین كشورى و لشكرى تعجب‏آور و توطئه‏انگیز مى‏شود. از نظر استكبار، مسئولین كشورهاى اسلامى باید به فرنگ بروند، آنها را به حج چه كار! دست نشاندگان امریكا آتش زدن پرچم امریكا را به حساب آتش زدن حرم، و شعار مرگ بر شوروى و امریكا و اسرائیل را به حساب دشمنى با خدا و قرآن و پیامبر گذاشته‏اند؛ و نیز مسئولین و نظامیان ما را با لباس احرام به عنوان رهبران توطئه معرفى كرده‏اند!.
واقعیت این است كه دوَل استكبارى شرق و غرب و خصوصاً امریكا و شوروى، عملًا جهان را به دو بخش آزاد و قرنطینه سیاسى تقسیم كرده‏اند. در بخش آزاد جهان، این ابرقدرتها هستند كه هیچ مرز و حد و قانونى نمى‏شناسند و تجاوز به منافع دیگران و استعمار و استثمار و بردگى ملتها را امرى ضرورى و كاملًا توجیه شده و منطقى و منطبق با همه اصول و موازین خود ساخته و بین المللى مى‏دانند. اما در بخش قرنطینه سیاسى كه متأسفانه اكثر ملل ضعیف عالَم و خصوصاً مسلمانان در آن محصور و زندانى شده‏اند، هیچ حق حیات و اظهار نظرى وجود ندارد؛ همه قوانین و مقررات و فرمولها همان قوانین دیكته شده و دلخواه نظامهاى دست نشاندگان و در برگیرنده منافع مستكبران خواهد بود.
و متأسفانه اكثر عوامل اجرایى این بخش همان حاكمان تحمیل شده یا پیروان خطوط كلى استكبارند كه حتى فریاد زدن از درد را نیز در درون این حصارها و زنجیرها جرم و گناهى نابخشودنى مى‏دانند. و منافع جهانخواران ایجاب مى‏كند كه هیچ كس حق گفتن كلمه‏اى كه بوى تضعیف آنان را بدهد یا خواب راحت آنان را آشفته كند ندارد. و از آنجا كه مسلمانان جهان به علت فشار و حبس و اعدام، قدرت بیان مصیبتهایى را كه حاكمان كشورشان بر آنها تحمیل كرده‏اند را ندارند، باید بتوانند در حرم امن الهى مصایب و دردهایشان را با كمال آزادى بیان كنند تا سایر مسلمانان براى رهایى آنان چاره‏اى بیندیشند. لذا ما بر این مطلب پافشارى و اصرار مى‏كنیم كه مسلمانان، حداقل در خانه خدا
و حرم امن الهى، خود را از تمامى قید و بندهاى ظالمان آزاد ببینند و در یك مانور بزرگ از چیزى كه از آن متنفرند اعلام برائت كنند و از هر وسیله‏اى براى رهایى خود استفاده نمایند ..
حكومت آل سعود مسئولیت كنترل زائران خانه خدا را به عهده گرفته است. و اینجاست كه با اطمینان مى‏گوییم كه حادثه مكه جداى از سیاست اصولى جهانخواران در قلع و قمع مسلمانان آزاده نیست. ما با اعلام برائت از مشركین تصمیم بر آزادىِ انرژى متراكم جهان اسلام داشته و داریم. و به یارى خداوند بزرگ و با دست فرزندان قرآن روزى این كار صورت خواهد گرفت. و ان شاء اللَّه روزى همه مسلمانان و دردمندان علیه ظالمین جهان فریاد زنند و اثبات كنند كه ابرقدرتها و نوكران و جیره خوارانشان از منفورترین موجودات جهان هستند ..
كشتار زائران خانه خدا توطئه‏اى براى حفظ سیاستهاى استكبار و جلوگیرى از نفوذ اسلام ناب محمدى- صلى اللَّه علیه و آله و سلّم- است. و كارنامه سیاه و ننگین حاكمان بى درد كشورهاى اسلامى حكایت از افزودن درد و مصیبت بر پیكر نیمه جان اسلام و مسلمین دارد ..
پیامبر اسلام نیازى به مساجد اشرافى و مناره‏هاى تزئیناتى ندارد. پیامبر اسلام دنبال مجد و عظمت پیروان خود بوده است كه متأسفانه با سیاستهاى غلط حاكمان دست نشانده به خاك مذلت نشسته‏اند. مگر مسلمانان جهان فاجعه قتل عام صدها عالم و هزاران زن و مرد فرقه‏هاى مسلمین را در طول حیات ننگین آل سعود و نیز جنایت قتل عام زائران خانه خدا را فراموش مى‏كنند؟ مگر مسلمانان نمى‏بینند كه امروز مراكز وهابیت در جهان به كانونهاى فتنه و جاسوسى مبدل شده‏اند، كه از یك طرف اسلام اشرافیت، اسلام ابوسفیان، اسلام ملّاهاى كثیف دربارى، اسلام مقدس نماهاى بیشعور حوزه‏هاى علمى و دانشگاهى، اسلام ذلت و نكبت، اسلام پول و زور، اسلام فریب و سازش و اسارت، اسلام حاكمیت سرمایه و سرمایه داران بر مظلومین و پابرهنه‏ها، و در یك كلمه «اسلام امریكایى» را ترویج مى‏كنند؛ و از طرف دیگر، سر بر آستان سرور
خویش، امریكاى جهانخوار، مى‏گذارند ..
مسلمانان نمى‏دانند این درد را به كجا ببرند كه آل سعود و «خادم الحرمین» به اسرائیل اطمینان مى‏دهد كه ما اسلحه خودمان را علیه شما به كار نمى‏بریم! و براى اثبات حرف خود با ایران قطع رابطه مى‏كنند. واقعاً چقدر باید رابطه سران كشورهاى اسلامى با صهیونیستها گرم و صمیمى شود تا در كنفرانس سران كشورهاى اسلامى مبارزه صورى و ظاهرى هم با اسرائیل از دستور كار آنان و جلسات آنان خارج شود. اگر اینها یك جو غیرت و حمیت اسلامى و عربى داشتند، حاضر به یك چنین معامله كثیف سیاسى و خودفروشى و وطن فروشى نمى‏شدند ..
آیا این حركات براى جهان اسلام شرم‏آور نیست؟ و تماشاچى شدن گناه و جرم نمى‏باشد؟ آیا از مسلمانان كسى نیست تا بپاخیزد و اینهمه ننگ و عار را تحمل نكند؟
راستى ما باید بنشینیم تا سران كشورهاى اسلامى احساسات یك میلیارد مسلمان را نادیده بگیرند و صحه بر آنهمه فجایع صهیونیستها بگذارند، و دوباره مصر و امثال آن را به صحنه بیاورند؟ حال، مسلمانان باور مى‏كنند كه زائران ایرانى براى اشغال خانه خدا و حرم پیامبر قیام كرده‏اند و مى‏خواستند كعبه را دزدیده به قم ببرند! اگر مسلمانان جهان باور كرده‏اند كه سران آنها دشمنان واقعى امریكا و شوروى و اسرائیل هستند، تبلیغات آنان هم در مورد ما را باور مى‏كنند ..
البته ما این واقعیت و حقیقت را در سیاست خارجى و بین الملل اسلامى‏مان بارها اعلام نموده‏ایم كه درصدد گسترش نفوذ اسلام در جهان و كم كردن سلطه جهانخواران بوده و هستیم. حال اگر نوكران امریكا نام این سیاست را توسعه طلبى و تفكر تشكیل امپراتورى بزرگ مى‏گذارند، از آن باكى نداریم و استقبال مى‏كنیم. ما درصدد خشكانیدن ریشه‏هاى فاسد صهیونیزم، سرمایه دارى و كمونیزم در جهان هستیم. ما تصمیم گرفته‏ایم، به لطف و عنایت خداوند بزرگ، نظامهایى را كه بر این سه پایه استوار گردیده‏اند نابود كنیم؛ و نظام اسلام رسول اللَّه- صلى اللَّه علیه و آله و سلم- را در جهان استكبار ترویج نماییم. و دیر یا زود ملتهاى دربند شاهد آن خواهند بود. ما با تمام وجود
از گسترش باجخواهى و مصونیت كارگزاران امریكایى، حتى اگر با مبارزه قهرآمیز هم شده باشد، جلوگیرى مى‏كنیم. ان شاء اللَّه ما نخواهیم گذاشت از كعبه و حج، این منبر بزرگى كه بر بلنداى بام انسانیت باید صداى مظلومان را به همه عالم منعكس سازد و آواى توحید را طنین اندازد، صداى سازش با امریكا و شوروى و كفر و شرك نواخته شود. و از خدا مى‏خواهیم كه این قدرت را به ما ارزانى دارد كه نه تنها از كعبه مسلمین، كه از كلیساهاى جهان نیز ناقوس مرگ امریكا و شوروى را به صدا درآوریم ..
مسلمانان جهان و محرومین سراسر گیتى از این برزخ بى‏انتهایى كه انقلاب اسلامى ما براى همه جهانخواران آفریده است احساس غرور و آزادى كنند؛ و آواى آزادى و آزادگى را در حیات و سرنوشت خویش سر دهند و بر زخمهاى خود مرهم گذارند؛ كه دوران بن بست و نا امیدى و تنفس در منطقه كفر به سر آمده است، و گلستان ملتها رخ نموده است. و امیدوارم همه مسلمانان شكوفه‏هاى آزادى و نسیم عطر بهارى و طراوت گلهاى محبت و عشق و چشمه سارِ زلال جوشش اراده خویش را نظاره كنند. همه باید از مرداب و باتلاق و سكوت و سكونى كه كارگزاران سیاست امریكا و شوروى بر آن تخم مرگ و اسارت پاشیده‏اند به درآییم و به سوى دریایى كه زمزم از آن جوشیده است روانه شویم؛ و پرده كعبه و حرم خدا را كه به دست نامحرمان نجس امریكا و امریكازاده‏ها آلوده شده است با اشك چشم خویش شستشو دهیم ..
مسلمانان تمامى كشورهاى جهان، از آنجا كه شما در سلطه بیگانگان گرفتار مرگ تدریجى شده‏اید، باید بر وحشت از مرگ غلبه كنید؛ و از وجود جوانان پرشور و شهادت طلبى كه حاضرند خطوط جبهه كفر را بشكنند استفاده نمایید. به فكر نگه داشتن وضع موجود نباشید؛ بلكه به فكر فرار از اسارت و رهایى از بردگى و یورش به دشمنان اسلام باشید؛ كه عزت و حیات در سایه مبارزه است. و اولین گام در مبارزه اراده است. و پس از آن، تصمیم بر اینكه سیادت كفر و شرك جهانى، خصوصاً امریكا را بر خود حرام كنید. ما در مكه باشیم یا نباشیم دل و روحمان با ابراهیم و در مكه است. دروازه‏هاى مدینة الرسول را به روى ما ببندند یا بگشایند، رشته محبتمان با پیامبر هرگز پاره و سست‏
نمى‏شود. به سوى كعبه نماز مى‏گزاریم و به سوى كعبه مى‏میریم. و خدا را سپاس مى‏گزاریم كه در میثاقمان باخداى كعبه پایدار مانده‏ایم و پایه‏هاى برائت از مشركین را با خون هزاران هزار شهید از عزیزانمان بنیان نهاده‏ایم. و منتظر هم نمانده‏ایم كه حاكمان بى شخصیت بعض كشورهاى اسلامى و غیر اسلامى از حركت ما پشتیبانى كنند. ما مظلومین همیشه تاریخ، محرومان و پابرهنگانیم. ما غیر از خدا كسى را نداریم. و اگر هزار بار قطعه قطعه شویم، دست از مبارزه با ظالم بر نمى‏داریم ..
جمهورى اسلامى ایران از مسلمانان آزاده جهان كه على رغم اختناق سیاسى حاكم بر آنها با ترتیب كنفرانسها و مصاحبه‏ها و سخنرانیها پرده از اسرار جنایتبار امریكا و آل سعود برداشتند و مظلومیت ما را به دنیا نشان دادند تشكر مى‏نماید. مسلمانان باید بدانند تا زمانى كه تعادل قوا در جهان به نفع آنان برقرار نشود، همیشه منافع بیگانگان بر منافع آنان مقدّم مى‏شود؛ و هر روز شیطان بزرگ یا شوروى به بهانه حفظ منافع خود حادثه‏اى را به وجود مى‏آورند. راستى اگر مسلمانان مسائل خود را به صورت جدى با جهانخواران حل نكنند و لااقل خود را به مرز قدرت بزرگ جهان نرسانند، آسوده خواهند بود؟ هم اكنون اگر امریكا یك كشور اسلامى را به بهانه حفظ منافع خویش با خاك یكسان كند، چه كسى جلوى او را خواهد گرفت؟ پس راهى جز مبارزه نمانده است، و باید چنگ و دندان ابرقدرتها و خصوصاً امریكا را شكست، و الزاماً یكى از دو راه را انتخاب نمود: یا شهادت. یا پیروزى. كه در مكتب ما هر دوى آنها پیروزى است. كه ان شاء اللَّه خداوند قدرت شكستن چهارچوب سیاستهاى حاكم و ظالم جهانخواران، و نیز جسارت ایجاد داربستهایى بر محور كرامت انسانى را به همه مسلمین عطا فرماید؛ و همه را از افول ذلت به صعود عزت و شوكت همراهى نماید ..
بعضى افراد تا قبل از حادثه تلخ و شیرین حج در سال گذشته، فلسفه اصرار جمهورى اسلامى ایران را بر راهپیمایى برائت از مشركین به خوبى درك نكرده بودند و از خود و دیگران سؤال مى‏كردند كه در سفر حج و در آن هواى گرم چه ضرورتى به راهپیمایى و فریاد مبارزه است؛ و اگر هم فریاد برائت از مشركین هم سر داده شود، چه ضررى متوجه‏
استكبار مى‏شود. و چه بسا افراد ساده دلى تصور مى‏كردند كه دنیاى به اصطلاح متمدن جهانخواران نه تنها تاب تحمل اینگونه مسائل سیاسى را خواهد داشت، كه به مخالفان خود حتى بیش از این هم اجازه حیات و تظاهرات و راهپیمایى خواهند داد. و دلیل این مدعا اجازه راهپیماییهایى است كه در كشورهاى به اصطلاح آزاد غرب داده مى‏شود.
ولى این مسئله باید روشن باشد كه آنگونه راهپیماییها هیچ گونه ضررى براى ابرقدرتها و قدرتها ندارد. راهپیمایى مكه و مدینه است كه بسته شدن شیرهاى نفت عربستان را به دنبال دارد. راهپیماییهاى برائت در مكه و مدینه است كه به نابودى سرسپردگان شوروى و امریكا ختم مى‏شود. و درست به همین جهت است كه با كشتار دسته جمعى زنان و مردان آزاده از آن جلوگیرى مى‏شود، و در پناه همین برائت از مشركین است كه حتى ساده دلان مى‏فهمند كه نباید سر بر آستان شوروى و امریكا نهاد ..
ملت عزیز و دلاور ایران مطمئن باشند كه حادثه مكه منشأ تحولات بزرگى در جهان اسلام و زمینه مناسبى براى ریشه كن شدن نظامهاى فاسد كشورهاى اسلامى و طرد روحانى نماها خواهد بود. و با اینكه بیشتر از یك سال از حماسه برائت از مشركان نگذشته است، عطر خونهاى پاك شهداى عزیز ما در تمامى جهان پیچیده و اثرات آن را در اقصا نقاط عالم مشاهده مى‏كنیم. حماسه مردم فلسطین یك پدیده تصادفى نیست. آیا دنیا تصور مى‏كند كه این حماسه را چه كسانى سروده‏اند و هم اكنون مردم فلسطین به چه آرمانى تكیه كرده‏اند كه بى‏محابا و با دست خالى در برابر حملات وحشیانه صهیونیستها مقاومت مى‏كنند؟ آیا تنها آواى وطنگرایى است كه از وجود آنان دنیایى از صلابت آفریده است؟ آیا از درخت سیاست بازان خود فروخته است كه بر دامن فلسطینیان میوه استقامت و زیتون نور و امید مى‏ریزد؟ اگر اینچنین بود، اینها كه سالهاست در كنار فلسطینیان و به نام ملت فلسطین نان خورده‏اند! شكى نیست كه این آواى «اللَّه اكبر» است، این همان فریاد ملت ماست كه در ایران شاه را و در بیت المقدس غاصبین را به نومیدى كشاند. و این تحقق همان شعار برائت است كه ملت فلسطین در تظاهرات حج دوشادوش خواهران و برادران ایرانى خود فریاد رساى آزادى قدس را سر داد و «مرگ بر امریكا،شوروى و اسرائیل» گفت؛ و بر همان بستر شهادتى كه خون عزیزان ما بر آن ریخته شد او نیز با نثار خون و به رسم شهادت آرمید. آرى، فلسطینى راه گم كرده خود را از راه برائت ما یافت. و دیدیم كه در این مبارزه چطور حصارهاى آهنین فروریخت، و چگونه خون بر شمشیر و ایمان بر كفر و فریاد بر گلوله پیروز شد؛ و چطور خواب بنى اسرائیل در تصرف از نیل تا فرات آشفته گشت، و دوباره كوكب درّیه فلسطین از شجره مباركه «لاشَرقیة ولاغربیة» ما برافروخت. و امروز به همان گونه كه فعالیتهاى وسیعى در سراسر جهان براى به سازش كشیدن ما با كفر و شرك در جریان است، براى خاموش كردن شعله‏هاى خشم ملت مسلمان فلسطین نیز به همان شكل ادامه دارد. و این تنها یك نمونه از پیشرفت انقلاب است. و حال آنكه معتقدین به اصول انقلاب اسلامى ما در سراسر جهان رو به فزونى نهاده است و ما اینها را سرمایه‏هاى بالقوه انقلاب خود تلقى مى‏كنیم و هم آنهایى كه با مركّب خون طومار حمایت از ما را امضا مى‏كنند و با سر و جان دعوت انقلاب را لبیك مى‏گویند و به یارى خداوند كنترل همه جهان را به دست خواهند گرفت.
امروز جنگ حق و باطل، جنگ فقر و غنا، جنگ استضعاف و استكبار، و جنگ پابرهنه‏ها و مرفهین بى‏درد شروع شده است. و من دست و بازوى همه عزیزانى كه در سراسر جهان كوله بار مبارزه را بر دوش گرفته‏اند و عزم جهاد در راه خدا و اعتلاى عزت مسلمین را نموده‏اند مى‏بوسم؛ و سلام و درودهاى خالصانه خود را به همه غنچه‏هاى آزادى و كمال نثار مى‏كنم. و به ملت عزیز و دلاور ایران هم عرض مى‏كنم: خداوند آثار و بركات معنویت شما را به جهان صادر نموده است؛ و قلبها و چشمان پرفروغ شما كانون حمایت از محرومان شده است و شراره كینه انقلابى‏تان جهانخواران چپ و راست را به وحشت انداخته است. البته همه مى‏دانیم كه كشور ما در حال جنگ و انقلاب سختیها و مشكلاتى را تحمل كرده و كسى مدعى آن نیست كه طبقات محروم و ضعیف و كم درآمد و خصوصاً اقشار كارمند و ادارى، در تنگناى مسائل اقتصادى نیستند؛ ولى آن چیزى كه همه مردم ما فراتر از آن را فكر مى‏كنند مسئله حفظ اسلام و اصول انقلاب است. مردم ایران ثابت كرده‏اند كه تحمل گرسنگى و تشنگى را دارند، ولى تحمل‏ شكست انقلاب و ضربه به اصول آن را هرگز نخواهند داشت. ملت شریف ایران همیشه در مقابل شدیدترین حملات تمامى جهان كفر علیه اصول انقلاب خویش مقاومت كرده است كه در اینجا مجال ذكر همه آنها نیست ..

نوشته : صادق شكور در سه شنبه 17 آبان 1390 نظرات ( ) - لینک مطلب


جست و جو در سایت
 

 

آرشیو
موضوعات
 

آخرین مطالب ارسالی
نویسندگان
لینک دوستان
ابر برچسب
 

All Right Reserved By ~  Coded For blogfa , Mihanblog & ... By : www.Web-fa.mihanblog.com

 
دانشجویان حامی جبهه پایداری - حامیان جبهه پایداری در فضای مجازی PageRank