یکی
از اختلافی ترین مسائلی که بین شیعه و سنی وجود دارد جریان شهادت حضرت
زهرا(س) می باشد که شیعه معتقد است تنها پس از سه روز از فوت حضرت رسول به
در خانه حضرت زهرا(س) رفتند و برای گرفتن بیعت برای خلیفه اول به خانه
دختر پیامبر هجوم آوردند و به آتش کشیده شد و بر اثر آن حمله وحشیانه
حضرت زهرا(س) آسیب دید و بر اثر همان جراحات به شهادت رسیدند .
در
طرف مقابل بسیاری از اهل سنت به هیج عنوان زیر بار قبول این فاجعه توسط
خلفا خود نمی روند چرا که این جسارت به شخصیتی مثل حضرت زهرا (س) که بسیار
مورد احترام پیامبر و دارای بسیار فضائل که خود کتب اهل سنت بدان اقرار
دارند بسیار برایشان سنگین تمام می شود.
تفکر سنی :
چگونه می شود به حضرت زهرا(س) جسارت شود و در مقابل حضرت علی که در شجاعت
سر لوحه عرب است ساکت بماند و هیچ حرکتی نکند این با غیرتی که از حضرت علی
سراغ داریم سازگار نیست؟
تفکر شیعه :وقوع
چنین فاجعه ای که به واقع انسان را مبهوت می گذارد بسیار سخت و سنگین است
حتی برای شیعه ، که تنها پس از سه روز از فوت پیامبر توطئها و اختلافات
به این حد برسد که خانه برادر و دختر پیامبر به آتش کشیده شود . لذا نباید
جریان را تنها محدود به همان کودتا بعد از فوت پیامبر بدانیم که توضیحات
آن در مطلب سقیفه بنی ساعده
آمده است ، بلکه تهیه آتش درب خانه وحی از گذشته در حال آماده سازی بوده
است ، گذشته ای که عده ای برای رسیدن به خلافت از همان سالهایی که خود
پیامبر زنده بود به کار شکنی(مثل جریان صلح حدیبیه ، ماجرای غدیر و
لشگرکشی سپاه اسامه) و تنها گذاشتن پیامبر(مثل جنگ احد و هنگام تدفین
ایشان) و بی احترامی به خود پیامبر (مثل مصیبت روز پنج شنبه که هنگام وصیت
کردن پیامبر بود) اقدام کرده بودند و تلاشها و نقشهای بسیاری برای رسیدن
خود به جانشینی پیامبر انجام داده بودند .
حال
برادران اهل سنت که مدعی هستند ا صلا این واقعه اتفاق نیفتاده است به
بررسی بخشی از اسنادی که در کتب خود اهل سنت میباشد می پردازیم . ماجرای
بیعت به اجبار گرفتن برای خلیفه اول از اهل خانه حضرت فاطمه (س) که عده ای
(مثل سلمان ، ابوذر ، زبیر و ... )در آن برای مخالفت و عدم بیعت کردن با
خلیفه نا حق جمع شده بودند را تمام تواریخ نقل کرده اند و در اصل آن هیچ
شکی نیست و این که خلیفه دوم بر درب خانه هیزم آورد و تهدید به آتش زدن
کرد ، تا این قسمت داستان را همه اهل سنت قبول دارند و اگر هم سنی پیدا شد
که این ماجرا را قبول نکرد در جاهل بودن او به مکتبش هیچ شکی نکیند .از
جمله روایتهای آمده :
1-ابن أبی شیبه در المصنف ، ج8 ، ص 572 می گوید :
هنگامى
که مردم با ابى بکر بیعت کردند ، على و زبیر در خانه فاطمه به گفتگو و
مشاوره مى پرداختند ، و این مطلب به عمر بن خطاب رسید . او به خانه فاطمه
آمد ، و گفت : اى دختر رسول خدا ! محبوب ترین فرد براى ما پدر تو است و بعد
از پدر تو خود تو !!! ولى سوگند به خدا این محبت مانع از آن نیست که اگر
این افراد در خانه تو جمع شوند من دستور دهم خانه را بر آنها بسوزانند .
این
جمله را گفت و بیرون رفت ، وقتى على (علیه السلام) و زبیر به خانه
بازگشتند ، دخت گرامى پیامبربه على (علیهم السلام) و زبیر گفت: عمر نزد من
آمد و سوگند یاد کرد که اگر اجتماع شما تکرار شود ، خانه را بر شماها
بسوزاند ، به خدا سوگند! آنچه را که قسم خورده است انجام مى دهد.
2-علامه بلاذری در انساب الاشراف، بلاذرى، ج1، ص586 می گوید :
ابو
بکر به دنبال علی برای بیعت کردن فرستاد چون على(علیه السلام) از بیعت با
ابوبکر سرپیچى کرد، ابوبکر به عمر دستور داد که برود و او را بیاورد ،
عمر با شعله آتش به سوى خانه فاطمه(علیها السلام) رفت. فاطمه(علیها
السلام)پشت در خانه آمد و گفت: اى پسر خطّاب! آیا تویى که مى خواهى درِ
خانه را بر من آتش بزنى؟ عمر پاسخ داد: آرى! این کار آنچه را که پدرت
آورده محکم تر مى سازد .
3-ابن قتیبه دینوری در الامامة والسیاسة ، تحقیق الشیری - ج 1 - ص 30 می گوید :
ابی
بکر به دنبال عده ای که حاضر نشده بودند با او بیعت کنند بود همان افرادی
که نزد علی ( علیه السلام ) تجمع کرده بودند ، لذا عمر را به دنبال آنها
فرستاد عمر سر رسید آنان را صدا کرد، ولى آنها اعتنایى نکرده و از خانه
خارج نشدند. عمر هیزم خواست و گفت:به
همان خدایى که جان عمر در دست اوست، سوگند یاد مى کنم که بیرون بیایید و
گرنه خانه را با کسانى که در آن هستند آتش خواهم زد. به عمر گفتند: اى
اباحفص! فاطمه(علیها السلام) در این خانه است. عمر پاسخ داد: باشد!!
4-محمد بن جریر طبری در تاریخ الطبرى ، ج2 ، ص443 می گوید :
عمر
بن خطاب به خانه على آمد در حالى که گروهى از مهاجران در آنجا گرد آمده
بودند. وى رو به آنان کرد و گفت: به خدا سوگند خانه را به آتش مى کشم مگر
اینکه براى بیعت بیرون بیایید. زبیر از خانه بیرون آمد در حالى که شمشیر
کشیده بود، ناگهان پاى او لغزید و شمشیر از دستش افتاد، در این موقع دیگران
بر او هجوم آوردند و شمشیر را از دست او گرفتند.
5-مسعودی شافعی در اثبات الوصیة ، ص143 می گوید :
به
او هجوم آورده و درب خانه او را آتش زدند و او را به زور از آن بیرون
آوردند و سرور زنان را با در چنان فشار دادند که سبب سقط محسن گردید .
و
بسیاری از روایتهای دیگر که قطعی بودن این فاجعه را اثبات می کند که توسط
علما مختلف اهل سنت در سنهای مختلف این جریان نقل شده است که برای مطالعع
بیشتر می توانید به کتاب الهجوم علی بیت الفاطمه به قلم عبدالزهراء مهدی
که به برگردان آن به فارسی توسط محمد حسن غروی توسط انتشارات تک به چاپ
رسیده است مراجعه نمایید و یا به خانه وحی در زیر تازیانه های هجوم و اسناد هجوم به خانه وحی و شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها مراجعه نمایید.
حال
این سوال را داریم از برادارن اهل سنت که چگونه می شود شما که معتقدید
صحابه دارای عدالت هستند عده ای از آنها بر اتفاقات افتاده اعتراض کنند و
لازم باشد به زور از آنها بیعت گرفته شود .اصلا چرا باید تهدید به آتش زدن
شود خانه دختر پیامبر که قطعا جزو زنان بهشتی می باشد و شامل آیه تطهیر و
هزاران فضایل دیگر ؟ آیا پسر صحاک نمی دانست که پیامبر فرموده است :
کسی جز خدا با اتش شکنجه نمی کند و نیز فرموده است با اتش جز خدای ان کسی عذاب نمی کند . صحیح بخاری ج1 ص 59
این
سوال شاید پیش بیاید که اگر هجوم به خانه حضرت زهرا از قطعیات تاریخ است
پس چرا صحیحین(بخاری و مسلم) از آن مطلبی نقل نکرده اند ؟ با توجه به
اسنادی که از اهل سنت آورده شد هیچ شکی در اتفاق این ماجرا وجود ندارند اما
برخی از آنها آمده اند و در قضیه اشکال آورده اند که دومی تنها تهدید به
آتش زدن خانه دختر پیامبر کرده است و اصلا این کار را انجام نداده است و
حضرت زهرا با خلفا رفتار بسیار خوبی داشت و از آنها راضی بود مثل کتاب
عیانات که در همه جا اهل بیت و دختر پیامبر را حامی و پشتیبان خلفا معرفی
می کند که از آنها بسیار راضی بود (مثل جریان فدک) و با آنها کمال همکاری
را داشت و حالا این رافضیها هستند که کاسه داغ تر از آش شده اند و این
ماجرا اتفاق نیفتاده را برای خود بزرگ کرده اند .
این
که چرا صحیحین مستقیم جریان آتش زدن درب خانه دختر پیامبر را بیان نکرده
اند پر واضح است که اگر این کار را می کردند کتابهای آنها نیز همانند
بسیاری از کتب معتبر قبل از آنها از درجه اعتبار ساقط می شد و باید آنها
روایاتی را جمع آوری می کردند که بیشترین خدمت را به اهل سنت و خلفا غاصب
خود بکند نه جریاناتی را بیاورد که بر علیه انها باشد لذا از پرداختن
مستقیم به آن صرف نظر کرده اند . اما در عین حال از ظلمها و بی احترامیهای
که شیخین نسبت به حضرت زهرا انجام داده اند مطالبی را آورده اند که نشان
می دهد که نه تنها بین آنها احترامی و همکاری نبوده است بلکه حضرت زهرا
دختر پیامبر که خشم او برابر خشم پیامبر است از دست آنها خشمگین ، عصبانی ،
دلگیر و ناراحت و حتی قهر از آنها بوده است که تنها به دو روایت در
صحیحن(بخاری و مسلم) اشاره می کنم :
حضرت
زهرا (س) در وصیتش به علی ، اجازه نداد تا خلیفه اول و دوم به جنازه اش
حاضر شوند و او را شبانه و پنهانی به خاک بسپارد او در همین عقب بود تا از
دنیا برفت .
صحیح بخاری ج 3 ص 36 –صحیح مسلم ج 2 ص72
فاطمه
(س)از ابوبکر ارث پدر خود را خواست و گفت که پیامبر (ص) از آنچه خدا به
او ارزانی داشته در مدینه فدک و بازمانده خمس خیبر ، چیزهایی به او داده
است . ابوبکر حاضر نشد که چیزی را به فاطمه پس بدهد . فاطمه (س) بر ابوبکر
خشم گرفت ، با او قهر کرد و سخن نگفت تا از دنیا رفت . وی پس از پیامبر
(ص) شش ماه زنده ماند . چون در گذشت ، شوهرش او را در شب به خاک سپرد و
ابوبکر را آگاه نساخت ، خود بر او نماز خواند . علی (ع) تا زمانی که زندگی
فاطمه (س) در میان مردم جایگاهی داشت ، چون فاطمه (س) در گذشت از مردم
دلگیر و ناراضی شد و ناگزیر شد با ابوبکر آشتی و با او بیعت کند و پیش از
آن در این چند ماه بیعت نکرد .
چگونه
می شود دختر پیامبر با خلفا خوب باشد در حالی که کتب معتبر خودتان این
مطالب را نقل می کند که ایشان با خلفا قهر بود ، آنقدر از دست آنها ناراحت
و عصبانی بوده است که اجازه نداده است برای مراسم تدفین خود شرکت کند و
حتی نماز بخوانند و قبر ایشان از دیگران مخفی بماند و نشانه آن در این
زمان قبر مخفی این بانو می باشد که خود سندی است برای مظلومیت حصرت علی و
حقی که از ایشان غصب شد . حال اگر یک غیر مسلمان بیاید و بگوید شما که در
دین خود بسیار به دختر پیامبر خود احترام می گذارید و معتقدید که سوره ای
از قرآن در حق او نازل شده است ،اوست که سرور زنان عالمین است(صحیح
بخاری ج 4 ص 209 کتاب بدئ الخلق) حال قبر او کجا است ؟ او که باید در بین
شما احترام و جایگاه بالایی داشته باشد ؟ چه جوابی برای گفتن داریم .
سخن گفتن از شخصیتى که داراى عظمتى ویژه و پرورشى نمونه و حضورى همه جانبه در تمام جهات انسانیت است، عشق و عجز را به همراه خودمیآورد. زنان مطرح در قرآن، هریک شاخصهاى ویژهاى داشتهاند و فاطمه، خود به تنهایى همه آن شاخصها را با خود به همراه دارد.
فاطمه، بانویى است چون مریم، پاک و مطهر ـ داراى ارتقاى روحى و
معنوی؛ چون بلقیس، با علم و درایت؛ چون زنان معاصر با حضرت موسی، حاضر در تمام
لحظات حساس و سرنوشتساز؛ چون هاجر، صبور و با استقامت.
فاطمه، نه تنها، تمامى اینها را در خود، جمع داشت، بلکه خود،
حقیقت حُسن و تجسم عینى آن بود و از این بالاتر، او بهترین اهل زمین بود. و از این نیز فراتر، او محور هستى و انگیزه خلقت عالم، اعم از آسمان و زمین و جن
بود:
یا أحمد! لولاک لما خلقت الافلاک، لولا على لما خلقتک، لولا
بایاری خداوندمتعال ودرظلِّ توجهات حضرت ولیعصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مرکزمدیریت حوزه های علمیه از برادران واجد شرایط برای تحصیل در دورههای بلند مدت و تربیت مبلغ (سفیران هدایت) ثبتنام مینماید.
حوزه علمیه قم در سال 1301 توسط آیت ا... حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی تاسیس شد و به خواست خدا چنان برکت و عظمتی یافت که طی مدت کوتاهی کانون اسلام خواهی و مبارزه علیه استعمار و استکبار و استبداد و باعث احیای مجدد قرآن و مکتب اسلام گردید . آیت ا... شیخ عبدالکریم حائری یزدی در 1276 ه . ق در " مهرجرد " از توابع یزد متولد شد. در 6 سالگی پدر خود را از دست داد و تحت سرپرستی مادرش قرار گرفت . پس از تحصیلات مقدماتی در اردکان و یزد جهت تحصیل و تکمیل علوم دینی به کربلا و سپس به سامرا و نجف مهاجرت کردند . ایشان پس از 37 سال اقامت در کربلا ، سامره و نجف به اراک آمده و حدود 8 سال به تربیت طلاب و تشکیل حوزه مشغول شدند. پس از این دوران به سال 1340 قمری مطابق با سوم فروردین 1301 شمسی به قصد زیارت حضرت معصومه (س) به قم حرکت کردند و همین سفر بود که مرحله تازه ای در تاریخ پرشکوه شیعه را رقم زد، چرا که ایشان با اصرار علما و مردم قم خصوصا حاج شیخ محمدتقی بافقی و پس از استخاره با قرآن تصمیم به اقامت در شهر قم و تاسیس حوزه علمیه این شهر گرفتند . حوزه علمیه ای که در عصر خفقان رضا خانی مردان روحانی بزرگی را گرد شمع وجودی آیت ا... حائری یزدی پرورش داد به نحوی که شاگردان ایشان بالغ بر 600 نفر شدند. در این میان تقدیر الهی چنین بود که بزرگترین احیاگر اسلام ناب، حضرت امام خمینی (ره) ، از این حوزه برخاسته و دست به قیامی الهی بزنند و نهضت عظیم اسلامی به رهبری روحانیت مبارز شیعی را ایجاد کنند. حوزه علمیه قم از زمان تاسیس تاکنون مرکز اصلی مبارزه و اندیشه مترقی اسلام در عصر حاضر بوده است.
دیگر برای همه روشن شده است که جایگاه ولایت چیست و دستور او دستور امام زمان است و همه میدانند او الان از ما چه می خواهد همه نقش ایران را در انقلاب های منطقه دیدند و دیدند که ایران به رهبری نائب امام زمان چگونه دنیا را رهبری می کند و چگونه این رهبر فرزانه در دل مسلمانان جا دارد و همه فهمیدند حکم ولایی یعنی چه که خیلی ها فقط آنرا در قضیه تنباکو شنیده بودند . دلیل این مقدمه بالا حضور پرشور مردم انقلابی در 22 بهمن بود و مردم نشان دادند که بیدارند و خواسته ولیشان را اجرا می کنند و میدانند که حضور بعدی انتخابات 12 اسفند ماه میباشد . از آنجا که امام خامنه ای از ما می خواهند که اصلح را انتخاب کنیم در این وبلاگ سعی میکنیم که جریان سیاسی اصلح را به مردم عزیزمان شناسانیم. امام خامنه ای : اصلح را یا خودتان بشناسید یا به کسی که بصیرت دارد مراجعه کنید جریان های سیاسی کشور را می توان به چهار گروه تقسیم کرد : 1- جبهه پایداری انقاب اسلامی 2- جبهه متحد اصولگرایان 3- جریان فتنه 4- جریان انحرافی 1- جبهه پایداری انقلاب اسلامی : این جبهه زیر نظر آیت الله مصباح یزدی و آیت االله العظمی خوشوقت فعالیت می کنند و اسامی نامزدهای این لیست پس از تایید آیت الله مصباح منتشر می شود و می توان گفت که این جریان اصلح ترین جریان است به دلیل اینکه امام خامنه ای در مورد آیت الله مصباح فرمودند: که ایشان بصیرت تام به معنای کلمه را دارد. وطبق گفته رهبری که به انسان بصیر مراجعه کنید ما به ایشان مراجعه می کنیم.
2- جبهه متحد اصولگرایان : این جریان زیر نظر آیت الله مهدوی کنی و آیت الله یزدی و آیت الله کعبی فعالیت می کند اما در این جبهه کسانی قرار دارند که همه آنها را به عنوان ساکتین فتنه می شناسیم مانند لاریجانی ، قالیباف و باهنر . و اعتقاد داریم که اینان ظالم به رهبری هستند به همین دلیل این جریان را اصلح نمی دانیم زیرا ما در فتنه خون دلها خورده ایم و اینان سکوت کردند و به ندای (این عمار رهبری) لبیک نگفتند و ما اینان اعلام برائت می کنیم.
3- جریان فتنه : این گروه اصلاح طلب ها هستند و برای همه شناخته شده است
4- جریان انحرافی : این جریان گروه طرفدار احمدی نژاد هستند و همه باید هوشیار باشند که به این گروه نیز رای ندهند
پیامبر اسلام , دست بسته نماز نمی خواندند و اگر دست بسته نماز می
خواندند و سنت همیشگی پیامبر آن گونه بود, در این صورت , همه آن طور می
خواندند و كسی در آن اختلاف نمی كرد. از خصوصیات شیعه پای بندی به سنت
پیامبر است . اگر پیامبر اسلام دست بسته می خواندند: اولا", شیعیان
قطعا" دست بسته می خواندند. هیچ كدام از امامان معصوم شیعه نگفته اند كه
پیامبر دست بسته نماز می خوانده است , (مستند العروه , آیت الله شیخ مرتضی
بروجردی , ج 4, ص 445). ثانیا", اگر عمل پیامبر می بود, اهل سنت نیز
دست بسته خواندن را واجب می دانستند در حالی كه هیچ كدام از چهار فرقه
فقهی اهل سنت این عمل را واجب نمی دانند حتی مالكی ها آن را مستحب هم نمی
دانند, (الفقه علی المذاهب الخمسه , مغنیه , ص 109). آنان كه اولین بار
دست بسته نماز خواندن را رسم كردند چنین فكر كردند كه چنین حالتی به خود
گرفتن , یك نوع احترام و تواضع در برابر خداوند است و برای همین , دستور
دادند كه از آن به بعد در نمازها دست بسته باشند. دست روی دست گذاشتن و هر
دو دست را روی شكم گذاشتن , در اصطلاح فقهی تكفیر و تكتیف نامیده می شود.
در این كه از چه زمانی دست بسته نماز خواندن سنت شد اختلاف نظر هست . برخی
معتقد هستند كه در زمان خلیفه اول ابوبكر چنین رسمی رواج یافت و بعضی ها
معتقدند كه در زمان خلیفه دوم عمربن خطاب , این سنت رواج یافت . بنابراین
, اهل سنت نیز این عمل را عمل پیامبر نمی دانند, بلكه عمل صحابه پیامبر
بعد از رحلت نبی اكرم (ص ) می دانند و داستان آن را چنین آورده اند كه
وقتی كه اسیران ایرانی را نزد عمر بن خطاب آوردند, عمر بن خطاب آنها را
دست بسته دید و پرسید: چرا چنین كرده اید؟ گفتند: رسم ما ایرانیان این است
كه در برابر پادشاهانمان چنین می ایستیم . عمر بن خطاب از این حالت خوشش
آمد و دستور داد از این پس در نماز چنین بایستند و مردم هم مطابق دستور
عمل كردند و به این ترتیب , تكفیر, سنت شد, (مستند العروه , ج 4, ص 445 -
جواهر, ج 11, ص 19). شیعیان براساس روایاتی كه از امامان معصوم رسیده
, به تكفیر معتقد نیستند و به جای آن , دست ها را روی ران ها می گذارند و
پایین می اندازند. برخی از روایات چنین است : الف ) به امام صادق (ع )
یا امام باقر(ع ) گفته شد: كسی دست خود را روی دست دیگر می گذارد و نماز
می خواند, حكم این چیست ؟ جواب داد: این , تكفیر است و انجام نشود. ب ) علی (ع ) فرمود: مسلمان با گذاشتن دست خود روی دست دیگر, خود را به مجوس تشبیه نمی كند. ج ) امام باقر(ع ) فرمود: در نماز تكفیر نكن كه این كار مجوس است. د ) در روایتی آمده است كه تكفیر, كار شایسته ای نیست , (وسایل الشیعه , ج 4, ص 1264, ابواب قواطع الصلوه , باب 15). ه ) امام باقر(ع ) فرمود: وقتی به نماز برمی خیزی , دست هایت را رها كن , آنها را روی ران هایت بگذار و انگشتانت را باز نكن. و
) از امام صادق (ع ) نقل شده كه آن حضرت فرمود: در نماز دست ها را روی ران
ها بگذارید و آن ها را رها كنید و انگشتان دست را به هم بچسبانید, (وسائل الشیعه , ج 4, ص 710, باب 17 از ابواب قیام و ص 674, باب 1, افعال الصلوه , ح 1). حكم
فقهی تكفیر از نظر شیعه : اگر تكفیر را جزء نماز بدانیم , در این صورت ,
حرام و نماز باطل است و در این شكی نیست . اگر تكفیر را به عبودیت و خضوع
انجام دهیم , در این صورت هم جایز نیست . اگر تكفیر را به عنوان یك عملی
انجام بدهیم , در این صورت , مشهور گفته اند حرام است و برخی گفته اند
مكروه است و می توان گفت كه تكفیر فی حد نفسه حرام نیست ولی در مكروه بودن
آن تردیدی وجود ندارد, (مستند العروه , ج 4, ص 445).
به گزارش خبرگزاری اهل بیت(ع) ـ ابنا ـ صدها
نفر از جوانان انقلابی 73 کشور جهان از جمله جوانان مصر، تونس، لیبی،
لبنان، یمن، بحرین، عراق، افغانستان، پاکستان و فلسطین که برای شرکت در
"اجلاس جهانی جوانان و بیداری اسلامی" صبح امروز دوشنبه در فضایی صمیمانه
و لبریز احساسات اسلامی و انقلابی، با رهبر معظم انقلاب اسلامی دیدار
کردند.
در آغاز این دیدار تعدادی از جوانان انقلابی به نمایندگی از جوانان انقلابی با ولی امر مسلمین جهان سخن گفتند.
اما اوج شور و احساسات وقتی بود که «احمد حسن حجیری» از جوانان انقلابی بحرین پشت تریببون رفت.
وی در حالی که اشک میریخت سخنانی در وصف غربت جوانان و شهدای انقلاب بحرین بیان کرد.
وی در این سخنان کوتاه گفت: «سلام ای فرزند رسول خدا...(در اشاره به حضرت آقا)
جان
من و جان جمیع این جوانان مقاوم فدای شما. ما اینک و در زمانی که جوانان
شهیدمان در خون خود روی زمین میغلطند نسیم کرامت را از بوستان امام خمینی
استشمام میکنیم و سخنان شما را به یاد میآوریم.
آیا میدانید ما جوانان ـ مخصوصاً در بحرین ـ در سرزمینی زندگی میکنیم که فرزندانش در خاک خودشان غریب هستند؟ ... (گریه حضار)
سلام بر شما مولای من ... خدا شما را حفظ کند... خدا شما را انشاءالله حفظ کند».
متن عربی:
«سلام علیک یا بن رسول الله...
فداک
روحی و ارواح هؤلاء الشباب المقاومین جمیعاً. حینما تساقط شهدائنا واحداً
تلو الآخر کنّا نشم نسیم الکرامة من حدیقة الامام الخمینی و نتذکر کل
کلماتکم المبارکة.
هل تعلمون ـ خصوصاً فی البحرین ـ هل تعلمون بأننا فی موطن ابنائه فی ارضهم غرباء؟ ...
سلام علیکم مولای... الله یحفظکم... الله یحفظکم ان شاء الله».
یکی از طلاب که رفته بود خدمت ایت الله سیستانی در نجف وقتی
یک مقدار صحبت کرده بود اقا فرموده بود وقتی به تهران میروی به ایت الله خامنه ای
بگویید که من هرشب دعایت میکنم .یک وقت ایت الله خامنه ای فرموده بود موفقیت امور ایت الله سیستانی به خاطر
حاج اقای شهرستانی است . یک کسی رفته بود نجف خدمت ایت الله سیستانی و این جمله را از اقا
نقل کرده بودند برای ایشان می گفت وقتی این جمله را نقل کردم ایت الله سیستانی
فرمود به اقای خامنه ای بگو من شهرستانی شما هستم .
گوششان به دهان حضرت حجت است
حضرت ایت الله حسن زاده املی دو زانو نشسته بود وایشان را
مولا خطاب میکرد حضرت اقا ناراحت شده و به علامه میفرمایند این کار را نکنید .
علامه حسن زاده می فرمایند اگر یک مکروه از شما سراغ داشتم این کار را نمیکردم .
ایشان در جای دیگر فرموده اند : گوشتان به دهان رهبر باشد
چون ایشان گوششانبه دهان حضرت حجت{عج} است
.این جملات وقتی بیشتر معنا پیدا میکنند که بدانیم صاحب تفسیر المیزان علامه
طباطبایی درباره شاگردش علامه حسن زاده فرموده اند :حسن زاده را کسی نشناخت جز
امام زمان {عج} راهی که حسن زاده پیش رو دارد طوطیای چشم طبا طبایی .
خود علامه حسن زاده در مقدمه یکی از کتابهایش در مورد حضرت
اقا می فرمایید :با سلام تحییت خالصانه و ارایه ارادت بی پیرایه
و درود نوید جاوید به حضور ان قائد ولی وفی ورائد سائس حفی
مصداق بارز (نرفع درجات من نشاء) تقدیم میگردد و عرض میشود "یا ایها العزیز
جئنا ببضاعه مزجا ه دادار عالم وادم همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور دارد .
ایت الله حسن زاده
می فرماید : رهبر عظیم الاشان را دوست بدارید عالمی ، رهبری، موحدی ،سیاسی ،دینداری
،انسان ربانی ،پاک ومنزه ،کسی که دنیا شکارش نکرده ،قدر این نعمت عظما را که خدا
به شما عطا فرموده ،قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید مبادا این جمیعت ما را ،مبادا
این کشور علوی را ،این نعمت ولایت را ،از دست شما بگیرند . خدایا به حق پیامبر و
ال پیامبر این مرد بزرگ این رهبر اصیل اسلامی حضرت ایت الله معظم خامنه ای عزیز را
مستدام بدار .
آقای بهاءالدینی می خواستند که دست آقا را ببوسند آقا هم
نمی گذاشتند .آقای بهاءالدینی فرمودند :
درست است که شما جوانید و زور هم دارید و قدرت در حد، ولی ما پیر شده ایم ، ولی
این جوری ها هم نیست . من یک خواهشی ازت دارم ، بگذارید من دستتان را ببوسم که
فردا به مادرتان حضرت زهرا(س) بگویم دست ولی ام را بوسیده ام.
[ای پیامبر!] بگو: شما را
تنها به یک چیز اندرز می دهم و آن اینکه: دو نفر دو نفر و یا یک نفر یک نفر
برای خدا قیام کنید…» (سوره سباء، آیه 46)
خیلی وقت است كه قافله ی
اصحاب شهیدِ حسین علیه السلام، دیگر هفتاد و دو نفر نیست. نیم روز عاشورا
زمان را درنوردیده و بر كل تاریخ منطبق شده است. حصار زمان قادر نیست كربلا
را در سال 61 هجری محصور كند... مگر خون حسین در دشت نینوا محصور ماند كه
عاشورا در سال 61 هجری محدود بماند. حتی محدودیت مكان هم قادر نیست، كربلا
را در "كربلا" محصور كند. "كل یوم عاشورا و كل ارض كربلا".
در پی ترورهای دانشمندان هسته
ای كشور توسط سگ های صهیونیستی و تهدید ایران به ادامه ی این ترورها،
همچنین لبیك به فرمایش حضرت آقا مبنی بر مجازات مرتكبان این جنایت و عاملان
پشت صحنه ی آن، بر آن شدیم برای مقابله به مثل و به دَرَك فرستادن سران و
نظامیان رژیم نامشروع صهیونیستی، اقدامی عملی كنیم...
حضرت آقا فرمودند كه اگر دشمنان ما را تهدید كردند، در برابر تهدید، تهدید می كنیم.
بنی گنتز، رئیس ستاد كل ارتش
اسرائیل، یك روز قبل از ترور شهید احمدی روشن، گفته بود: سال 2012 ایران
باید منتظر حوادث غیر معمول باشد. قطعاً ایران سال 2012 منتظر حوادث غیر
معمول خواهد بود؛ چرا كه هیچ وقت اینقدر پتانسیل در مسلمانان بخصوص ملت
ایران وجود نداشته برای محو اسرائیل از نقشه جهان و مجازات سرانش.
هشدار به همه ی سگ های صهیونیستی و اربابانشان: از امشب برای حفظ جانتان، باید بارها محل استقرارتان را تغییر دهید...
بزدلان آدم كُش! در هر سوراخی پنهان شده باشید، به دست فرزندان فاتح خیبر به جهنم فرستاده خواهید شد... ان شاءالله
روی قبر تمام شهدای این راه بنویسید: "می خواستند اسرائیل را نابود كنند"
به گزارش بی باک، مهر به نقل از منابع اینترنتی
نوشت: براساس تحقیقاتی که اخیرا نتایج آنها در روزنامه ایندیپندنت منتشر شده تعداد
بریتانیاییهایی که مسلمان می شوند را به دشواری می توان تخمین زد چرا که در
آمارگیریهایی که انجام می شود میان فردی که تازه مسلمان شده و فردی که از پدر و
مادر مسلمان متولد شده تمایزی وجود ندارد.
این تحقیقات از سوی سازمان
تحقیقاتی بین دینی فیث مترز انجام شده و آمار حقیقی نشان می دهد که این تعداد 100
هزار نفر است اما باید در نظر گرفت که سالانه 5 هزار نفر نیز ممکن است به این آمار
اضافه شوند. آمار قبلی نشان می دهد که تعداد بریتانیاییهایی که به اسلام روی آورده
اند بین 14 تا 25 هزار نفر است.
این تحقیق از آمار 2001 اسکاتلند به عنوان
تنها آماری است که طی آن درباره دین افراد در زمان تولد سوال شده است. از این رو
محققان به طور کلی تخمین زده اند که در سال 2001 حدود 60699 تازه مسلمان در
بریتانیا زندگی می کردند.
محققان با انجام تحقیقات در لندن تلاش کردند تخمین
بزنند که سالانه چه تعداد تغییر دین و تشرف به اسلام صورت می گیرد.
در این
تحقیقات همچنین به این نتیجه رسیده اند که 1400 نفر طی 12 ماه گذشته در لندن به
اسلام مشرف شده اند که این آمار در سراسر بریتانیا همان تعداد سالانه پنج هزار نفر
را مورد تأکید قرار می دهد.
_نهم دی 88، حادثه کوچکی نیست بلکه آن حرکت عظیم و ماندگار مردمی، شبیه حرکت بزرگ ملت در روزهای اول انقلاب است.
_در این روز، مردم براساس وظیفه دینی خود به میدان آمدند تا نشان دهند بر خلاف تبلیغات فتنهگران، مردم ایران ضمن پایبندی به نظام جمهوری اسلامی از عزم و اراده دینی استوار برخوردارند.
_این فتنه، صرفا منحصر به حضور عدهای افراد در خیابانها نبود، بلکه ناشی از یک بیماری بود که با اقدامات سیاسی و امنیتی قابل دفع شدن نبود، و به یک حضور عظیم مردمی نیاز داشت، که چنین هم شد.
_در قضایای 9 دی هم، عاشورا به کمک ملت آمد و حماسه بزرگ و ماندگاری را خلق کرد.
_به "عمق شعارها" که حرف اصلی ملت ایران بود، توجه شود.
این جملات به تنهایی خود اهمیت پرداخت صحیح به حماسه 9دی وزنده نگداشتن یاد آن روز را نشان میدهد.
9دی روز شکست عظیم فتنه گران واصحاب فتنه وروز مرگ آنها به خصوص راس جریان خبیث معاند یعنی اکبر هاشمی رفسنجانی است.
این روز،روز پایان خوش رقصی های بی حد وحصر وبدون مشکل خاندان هاشمی رفسنجانی است.
9دی روز بصیرت است-روز ایمان وشجاعت است.روز تبعیت محض از
ولایت فقیه وامامت امت یعنی امام خامنه ای واز جهتی خاص روز برائت محض از
اصحاب مزدور فتنه ومعاند وضد انقلاب وراس آن اکبر هاشمی رفسنجانی است.
هدف اینجانب با توجه به بیان امام خامنه ای که فرمودند به عمق شعار ها
توجه شود بررسی ویادآوری شعارهایی است که درروز 9دی 88 سرداده شد به صورت
متن وعکس وفیلم وصوت میباشد.
به عقیده بنده دو عنصر اصلی در شعارهای 9دی یک حمایت قاطع از امام
خامنه ای واز ولایت مقدسه ایشان ودیگری ابراز انزجار از اصحاب فتنه به
خصوص خاندان هاشمی است.
مردمی که در 9دی حضور داشتند میدانند بخش اعظمی (بیش ازنصف) از شعارهای
مردم برضد هاشمی وخاندان هاشمی بود-برضد شخص هاشمی رفسنجانی بود
به طوری که در خبرهایی که آن روزهای از 9دی نشان داده میشد به طور واضح
این شعارها سانسور شد وشعارهایی غیره برروی تصاویری متفاوت قرار داده
شد-یعنی صدا وسیما این شعارها را سانسور کرد.
خب بیش از این نیازی به توضیح نیست بخوانید وببینید وگوش دهید ودر انتها قضاوت کنید:
متن ها:
تولی:
_ما همه سرباز توایم خامنهای، گوش به فرمان توایم خامنهای
_مرگ بر ضد ولایت فقیه
_ ما ذوالفقار حیدریم ، فداییان حیدریم
_ حسین حسین شعار ماست شهادت افتخار ماست
_ولایت فقیه اصل دین است محور اتحاد مسلمین است
_ما اهل کوفه نیستیم علی تنها بماند
_راه امام خمینی پاینده باد، رهبر ما خامنهای زنده باد، یاد شهیدان خدا زنده باد
_خامنهای خمینی دیگر است، ولایتش ولایت حیدر است
_اطاعت از خامنهای اطاعت از امام است
_خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست
_رهبر ما کوثر است دشمن او ابتر است
_حیدریام، حیدریام، فدای سیدعلیام
_حرب لمن حاربکم خامنهای، سلم لمن سالمکم خامنهای
_این همه لشگر آمده، به عشق رهبر آمده
_ای رهبر آزاده آماده ایم آماده
_حزب فقط حزب علی رهبر فقط سید علی
_سبز فقط سبز علی رهبر فقط سید علی
رهبر اگر فرمان دهد، جان را نثارش میکنیم
_وای اگر خامنه ای حکم جهادم دهد، ارتش دنیا نتواند که جوابم دهد
تبری از فتنه گران وخاندان هاشمی:
_تاجر ور شکسته برگرد به باغ پسته
_ایران که باغ پسته بابات نیست مملکت حسینی بی صاحاب نیست
از آنجاکه این زیارت ، بر نقل
نصوص مختلف ، معتبرترین زیارات بوده و توصیه به خواندن آن در مشاهد مشرفه ،
اکیدا به چشم می خورد ؛ توجه به مضامین مهم آن نیز باید مورد توجه قرار
بگیرد .
1 – السلام علیکم یا اهل بیت النبوه : خاندان پیامبری : دقت فرمایید . می گوید خاندان پیامبری و نمی گوید خاندان پیامبر 2 – ساسة العباد : دین از سیاست جدا نیست:
ائمه ی شیعه ، تنها رهبران دینی مردم نبوده و سیاستمدار ترین افراد
روزگار خود نیز بوده و شعار جدایی دین از سیاست توطئه ای پرورش یافته توسط
دشمنان دین است .
3 - وَحُجَجِ اللَّهِ عَلى اَهْلِ الدُّنْیا وَالاْخِرَةِ وَالاْولى سه برهه ی زمانی بسیار مهم و اهل بیت : امامان شیعه در سه برهه ی زمانی بسیار مهم ، حجت های بر مردم بوده اند : الف : دنیا
به گزارش شیعه آنلاین به نقل از البرز، هفتمین شب محفل قرآن وعترت در دهه سوم محرم در آستان مقدس امامزاده صالح (ع) برگزار شد.
حجت الاسلام پناهیان در سومین شب سخنرانی خود در این مراسم گفت: خدا از هر
کسی به اندازه توان و وسع او بازخواست خواهد کرد و اینطور نیست که به دلیل
نتیجه ضعیف یک کار انسان را به جهنم ببرد.
او افزود: انسان ها در برابر برخی کم کاری ها و کوتاهی در انجام تکالیف
خود گاه ، جواب های قابل پیش بینی دارند. مثلا ممکن است